محمد رضا واليزاده معجزى
286
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
ابراز نمايند و ظاهرا اين موضوع را سبب اين مسافرت مىدانستند در واقع الوار در مدت ده سال ( يعنى از 1297 تا 1306 ) مطيع ظل السلطان بوده و در اين مدت از شاه بندرتا اسمى شنيده بودند ، لازم بود بدانند كه مملكت هنوز شاهى دارد و ضمنا از عظمت اردو نمايشى داده باشند . » مراجعت ناصر الدين شاه به تهران در همين اوقات كه ناصر الدين شاه با اردو و حرمسرا اوقات خود را در درههاى خرم و كوهستانهاى سرسبز و پرجنگل و در كنار چشمهسارهاى گاماسياب مىگذرانيد و غرق در خوشى و آسايش بود ، بيمارى خطرناك و با كه تا سرحدات شرقى ايران قدم رنجه كرده بود ، ناگهان از مرز خراسان بىتذكره و ويزا از نوار مرزى گذشته ، وارد خاك ايران شد و آنچنان هول و هراسى به دل مردم افكند كه كسى را بر جان خود اميد نبود . خوانندگان استحضار دارند كه آن اوقات ميهن ما براى دفع اين نوع اپيدمىها وسيلهاى غير از قرنطينه نداشت و مردم مانند امروز از وجود ميكروب و با و طريقه صيانت جان خود از حمله و ورود اين ميكروب موذى به داخل معده و امعاء آگاه نبودند و به تعليمات و دستورات پزشكى ( فرضا اگر وجود مىداشت ) نيز وقعى نمىنهادند و اكثريت مردم كه اسير دام خرافات و موهومات بودند ، و با را به نحوى توجيه مىكردند كه آن عكس العمل كردار بد ماست و براى برانداختن مردم ناسپاس مأموريت دارد . بارى اين بيمارى از همان سرحد با مردم بينوا و نادان دست به يقه شد و روزبهروز دايره عنايت خود را توسعه مىداد تا وارد پايتخت شده و از آنجا نيز به همهجا رفت . عدد مردگان در تهران به روزى هشتصد نفر رسيد و ديگر اجراى تشريفات مذهبى مقدور نبود و شهربانى آنها را در گارى مىريخت و در گودالهاى پيرامون تهران دفن مىكرد . گزارش اين وقايع به شاه مىرسد . باوجودى كه او مىخواست با تفنن به اين سفر ادامه دهد مع هذا مجبورا از بروجرد مصمم به بازگشت شد و اردو را بهسمت نهاوند سوق داد و بعد از چند روز توقف در نهاوند و ديدن سرچشمه گاماسياب ، بالاخره به سوى تهران حركت كرد . سال 1309 گذشت و سال 1310 آمد و امير خان سردار همچنان به حكومت خود در لرستان و بروجرد ادامه مىداد . در سال 1310 چند واقعه موجب سستى موقعيت دربارى و مركزى امير خان سردار شد كه از آن جمله شرارت و آدمكشىهاى دو دزد خطرناك بود كه بيشتر در ناحيه تويسركان باعث چندين فقره قتل و سرقت شده بودند و اين شرارت آنها توسط شاكيان